elina nafaselina nafas، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 7 روز سن داره

الينا عشقه خداجون شكرت

دل درداي ني ني جون

1391/12/21 8:04
نویسنده : مامان ستاره
133 بازدید
اشتراک گذاری

عسلکم!!! دلبرکم!! روزای اولی که آورده بودیمت خونه، خیلی برای منو بابا عجیب و غریب بودی نمیدونم چطور بگم خیلی احساس قشنگی بود وقتی بغلت می کردم آروم نوازشت میکردم میترسیدم دردت بیاد خوب بلد نبودم بهت شیر بدم و تو هم خوب سینمو نمیگرفتی و مجبور بودم شیرمو با سرنگ یا قطره چکون بهت بدم تا مکیدنو فراموش نکنی خلاصه با کمکای عزیزجون توو اون روزای مبهم و نابلدی من، تونستم بهت شیر بدمو با هم جور بشیم ٣ ماه اول شبا تا صبح بیدار بودیم و روزا اوایل روز خواب طول کشید تا رو قلتک بیفتی و خواب شبتو تنظیم کنم به اوون روزا که فکر می کنم خیلی واسم که تجربم توو بچه داری صفر بود سخت بود اما با همه سختی هاش یه شیرینی خاص و گرمی داشت . حس مادر شدن به من این قدرت رو میداد که مواظبت باشم و از جون و دل برات مایه بزارم همین که خوب شیر می خوردی و راحت می خوابیدی و دردی نداشتی واسم بزرگترین هدیه بود اما امون از اون وقتی که از عصر دلت درد می کرد و ساعت ها گریه می کردی بعضی وقتها از نیمه های شب شروع می کردی خیلی زجرم می داد که نمیتونستم کاری کنم. کم کم یاد گرفتم که رو پام تند تند تکونت بدم تا دردت بیفته عرق نعنا می خوردم تا تو هم از شیرم استفاده کنی و آروم بگیری البته بگم این دل دردتام تا ٤ ماهگی از بین رفت و خیالمون راحت شد.یادم میاد یه روز عصر طبق معمول روزای قبل شروع کردی به گریه کردن و جیغ زدن و یه لحظه آروم نمیگرفتی منو بابات دستو پامونو گم کردیم سریع آمادت کردیم تا ببریمت دکتر تابرسیم مطب دکتر آروم شده بودی و ما دیگه نیازی ندیدیم ببریمت دکتر خلاصه اون روز متوجه شدم تکونای توی ماشین به خاطر دستپاچگی بابات باعث شده بود آروم بشی و بخوابی

اليناي كوچولوو وخوابالو 

الينا با اون نگات چي ميخواي بگي؟؟؟خوابم مياد

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

sahar
25 خرداد 92 13:32
چرا الينا خانم رنگ چشات عوض شده مثل فرشته ميمونی اين از طرف خالته